كاروان حسيني؛ معجزه حسيني
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
«كاروان حسيني؛ معجزه حسيني»
مؤلف: خ.ط
خداوند در سوري حشر آيه 21 ميفرمايد: « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَ تِلْکَ اْلأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکَّرُونَ.
اگر اين قرآن را بر کوهي نازل ميکرديم، ميديدي که در برابر آن خاشع ميشود و از خوف خدا متلاشي ميشود...». ميبينيم كه كوهها تحمل قرآن را ندارند يعني ظرفيت آن را ندارند.
اين موضوع را بياوريم در ماجراي امام حسين(ص). ايشان دارند امامتشان را در معرض نمايش ميگذارند، دارند امامتشان را در قالب كاروان حسيني در ظرف كربلا اعمال ميكنند. امامتي كه طبق فرمايش امام رضا(ع)، «اجل قدرا و اعظم شانا» ميباشد امام(ع) آن تجلي كننده در كربلا هستند، كربلا تجلّي امام(ع) است، امامي كه محدود به زمان و مكان نيست.
اگر قرار باشد كه امامت، آن هم به شكل تامّ، در كربلا نموده پيدا كند، آيا كربلا ظرفيت آن را خواهد داشت؟ اين سرزمين بايد چگونه سرزميني باشد تا ظرف امامت گردد؟ يا اين ظرف بايد ارتقاء يابد تا شايستهي نمود امامت گردد، يا امامت بايد در حد ظرف كربلا پايين بيايد. در حديث داريم: «كل يوم عاشورا و كل أرض كربلا»، يعني چه؟ يعني امام(ع) ظرفيت كربلا را ارتقاء ميدهند، به چه صورت؟ به اين صورت كه كربلا ميشود محدودهاي فراتر از مكان؛ چرا كه بايد ظرف تجلّي امامت گردد؛ پس ظرفيتش ارتقاء مييابد. اما علاوه بر اين، امام(ع) قالبي هم براي مهار شدن و عظمت امامت قرار ميدهند: ايشان امامتشان را در قالب كاروان حسيني نمود ميدهند.
امام(ع) كار ديگري هم انجام ميدهند. امامت همانند خورشيد است (ألأمامه كالشمس الطالعه)، كه از خورشيد امام حسين(ص) نور مصباح هدي ساطع ميشود و امام(ع) براي تجلي اين نور در عمق، چشمهاي، دريچهاي به نام كربلا قرار ميدهند؛ نور مصباح هدايي خورشيد امام(ع) از چشمة كربلا در قالب كاروان حسيني جريان مييابد؛ اين نور چه كار ميكند؟ امام(ع) با اين نور، كاروانيان را هدايت ميكنند و سپس بر كشتي نجات ولايت ميكنند ، تربيتهاي خارقالعاده در كاروان، آنهم در مدت فقط 32 روز، اثر اينگونه تجليات امام(ع) است. نور امام(ع)، كاروانيان را رشد ميدهد آنهم حداقل تا اعليعليين، نور امام(ع)، ناخالصيها را ميسوزاند، هر كس بيشتر در معرض اين نور قرار گرفت بيشتر بهرهمند شد، بيشتر تربيت شد. اين نور، چنان اثري دارد كه زينب(س) جز زيبايي چيزي نميبيند و با اين نور است كه ابالفضل(ع)، باب الحسين، بابالحوائج ميشود، ايشان دريچهاي است به سوي امام(ع).
آيا با همة اين اوصاف، كاروان حسيني چيزي بجز معجزه است؟ آيا نميتوان گفت كه كاروان حسيني عظيمترين و عجيبترين مقولة اسلام است؟
|