كاروان حسيني
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
كاروان حسيني
مؤلف(خ.ط)
براي كار روي كاروان حسيني، بايد چه مطالب و موضوعاتي برايمان جلب توجه كند؟
ابتدا بايستي از بالاترين منظر به اين موضوع نگاه كنيم و بزرگترين فضاي فكري را مد نظر قرار دهيم. اينكه خداوند چه هدفي را در نظامش قرار داده و كاروان حسيني در مسير به سوي اين هدف، چه جايگاهي دارد؟ پس از جايگاه شناسي، كار راحتتر ميشود؛ چرا كه با جايگاه شناسي ميتوان هرچيز را در جاي خود قرار داد و نظاممند به موضوعات پرداخت.
يكي از مقاطع به سوي هدف مد نظر خداوند، مقطع ظهور است. ما ميخواهيم ارتباط بين كاروان حسيني و كاروان به سوي ظهور را پيدا كنيم. دغدغه ما برپايي ظهور و حركت در اين مسير است. ما بايد بفهميم كه چگونه ميتوان به سوي ظهور حركت كرد، روش حركت به چه صورت است؟ آيا خداوند در نظام عالم و بشر، مدلي براي حركت بسوي ظهور قرار داده؟ به اعتقاد شيعه، كاروان حسيني مدلي براي كاروان به سوي ظهور است. اما چطور ميتوان بصورتي عقلاني و به گونهاي كه مطابق با فطرتمان باشد و تا حد ممكن مستند به آيات، احاديث و روايات، به ارتباط بين اين دو كاروان پيبرد؟ و اصلاً چرا ما به واژهي كاروان در مسير بسوي ظهور توجه ميكنيم و علت كارواني حركت كردن چيست؟ پس، ابتدائاً ما بايد چرايي كاروان و هدف از تشكيل يك كاروان را مورد بررسي قرار دهيم و سپس ببينيم كه كه آيا اين نوع حركت كردن، در مسير به سوي ظهور جايگاه دارد؟
يك نكته در موضوع چرايي كاروان وجود دارد و آن اينكه: خصوصيات يك كاروان چيست؟
پس از اعتقاد به اينكه كاروان حسيني بهترين نمود حركت در مسير به سوي مقصد است و پس از استدلال آن، ميبايست به بررسي كاروان در مورد نحوه حركت وارزشهاي جاري در آن پرداخته و نگاهي جامع داشته باشيم و بررسي كنيم ببينيم كه كدام خصوصيات است كه اين كاروان را براي حركت به سوي ظهور آماده كرده و آيا ارزشهاي جاري در آن را ميتوان واجد گرديد. اينكه كاروان حسيني، كاروان بشريت است را چگونه ميتوان بصورت عقلاني و مستدل بررسي نمود؟
در واقع از كدام منظر بايد به كاروان حسيني نگريست تا نگاهي جامع و همه بُعدي داشته باشيم؟ اينكه كربلا چشمه ارزشهاست، و اينكه كاروان حسيني، كارواني است در حركت در كل زمانها و در كل مكانها، را تنها با منظر كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا ميتوان فهميد، و اينكه ظهور هم مقطعي از زمان است پس نميتواند جداي از عاشورا باشد.
زماني كه بخواهيم از كاروان حسيني در حركت به سوي ظهور بهرهببريم، بهترين نوع بهرهبردن، زماني است كه از منظر درون به كاروان بنگريم. از منظر درون يعني چه؟ شايد به اين معني كه بايد كاروانيان را همراهي كنيم، يعني سعي در توجه به حالات و رفتارها و واجد شدن صفات آنان داشته باشيم تا بتوانيم كاروان را درك كنيم. توجه به اينكه قافلهسالار اين كاروان كيست؟ امام اين كاروان، نظام دار كاروان كيست؟ رفتارهاي در قبال به چه صورت است؟ و البته بهترين رفتارها كه ميتواند شاه كليد حركت باشد چيست؟ و چه مقدماتي نياز است تا بتوان همراه شد؟
بايد براي همراهي هر چه بيشتر به صفات كاروانيان دقيق شد. در اين زمان همه را به سوي كارواني شدن دعوت كنيم و نگذاريم كه محدوديتها و موانع عمق، باعث غفلت و فراموشي وظيفه خطيرمان در حركت به سوي ظهور گردد. و در اين همراهيها بايد به يك نتيجه مهم برسيم و آنهم اينكه: عاشورا را يك پايان ندانيم، بلكه نياز به رجعت را بايستي با تمام وجود احساس كنيم و با قلبمان خواستار باشيم كه: اين كاش من هم يك كارواني بودم... |